فهرست غزل‌ها

  1. ۳۱آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
  2. ۳۲خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
  3. ۳۳خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
  4. ۳۴رواق منظر چشم من آشیانهٔ توست
  5. ۳۵برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست؟
  6. ۳۶تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
  7. ۳۷بیا که قصر امل سخت سست‌بنیادست
  8. ۳۸بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
  9. ۳۹باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است؟
  10. ۴۰المنة لله که در میکده، باز است
  11. ۴۱اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است
  12. ۴۲حال دل با تو گفتنم، هوس است
  13. ۴۳صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است
  14. ۴۴کنون که بر کف گل، جام بادهٔ صاف است
  15. ۴۵در این زمانه، رفیقی که خالی از خلل است
  16. ۴۶گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
  17. ۴۷به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
  18. ۴۸صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
  19. ۴۹روضهٔ خلد برین خلوت درویشان است
  20. ۵۰به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
  21. ۵۱لعل سیراب به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
  22. ۵۲روزگاری‌ست که سودای بتان، دین من است
  23. ۵۳منم که گوشهٔ میخانه، خانقاه من است
  24. ۵۴ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
  25. ۵۵خم زلف تو دام کفر و دین است
  26. ۵۶دل سراپردهٔ محبت اوست
  27. ۵۷آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست
  28. ۵۸سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
  29. ۵۹دارم امید عاطفتی از جناب دوست
  30. ۶۰آن پیک نامور که رسید از دیار دوست